رفتی که رفتی

گاهی دچار بیماری تکثیر می شویم در لحظه ای هزاران پوسته در پشت یک و تنها یک دسته خطوط مرئی چرا که هنرمان جمع آوری داده هایی بوده که بی دلیل ضبط کردیم بدون هیچ پردازشی تنها به خاطر یک نتیجه ی منفعت طلبانه ولی داستان اینجا تمام نخواهد شد چرا که قصه ها همیشه تکراری نیستند پس با احتیاط قدم بردار یا بهتر بگویم دونباله روی کن چرا که نمی توانی اهنگی را خودت بسازی و خودت بنوازی تمام خطوط مرئیت دائم رنگ عوض می کنن

تصور از عدالت

یک دکوری دست دوم       برای یک خونه ی دست دوم       شاید برای یک دل دست دوم

یک قاب عکس دست دوم     با عکس همون آدم دست دوم     ولی کنار عشق دست اولش

ترنم

انقدر برات از میان جمعیت دست تکون دادم انقدر که نگو به امید اینکه ببینی

 وقتی از دور انگار که تنها پلکات و بهم می زنی دلم بی قرار می شه

وقتی از دور تنها پلکات رو می بینم نگو که شکایت می کنم فقط دلم بی قراره