X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
الاخون
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1390
سود مشترک ادما رو به هم نزدیک می کنه

 بابا بزرگ مرد سازنده ای بود به همه کمک می کرد اما به روش خودش,

یه خونه تو دماوند ساخت دور تا دورش شیشه, زمستونا گرم نمی شد, 

تابستونا هم بیرون خونه هوا بهتر بود.


با این حال اخر هفته های خوبی داشتیم,

الان دیگه خبری از اون روزا نیست,

دیگه از جان گذشته ای نیست که شبا با بدبختی اونجا بمونه تا اب و ندزدن,

 وقتی نتونی شب اونجا بمونی چطور می تونی به اون همه درخت برسی.

این شد که تمام رختای سیب,  گلابی, گردو, توت, شاتوت, زردالو, گیلاس و البالو همشون خشکیدن.


عزیزم می گفت تا من سر پا بودم این باغ هم سر پا بود,

تعریف می کرد که چند بار که دزد اومده بوده, عزیز هم اونجا بوده تک و تنها.

 

یه مدتی بود فکرم مشغول این قضیه بود, مامان هم راست میگه, میگه عمو ها سر خرج و مخارجش با هم توافق نداشتن که این باغ خشکید, اما من فکر میکنم یکی از مهمترین دلیلاش همون خونه ست.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 94689


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها