X
تبلیغات
زولا
الاخون
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 16 مهر‌ماه سال 1386
یه یاداشت قدیمی
من می روم همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد شاید هم خیلی دیر چرا که ۶ ماه و ۶ روز ۱۲ ساعت هست که مرا بی خبر گذاشتی و شاید همیشه منتظر خداحافظیم بودی ولی فرار چاره ای نکرد من برایت یاداشت میگذارم
پس برای من دیر شده و برای تو زود.وقتی این را می خوانی که دیری و زودی با دوری هم آغوش شدند.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 94702


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها