X
تبلیغات
رایتل
الاخون
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1386
وقتی که روی سوال رو هم نمی دونی

 ساعت ها هست که پشت این چراغ وایسادم نمی دونم وسط این بیابون برهوت چرا جاده دوتا میشه و چرا قبل از دو راهی چراغ گذاشتن فکر نمی کنم حتی موجود زنده ای این اطراف باشه که به عنوان عابر از این خطوط عابر پیاده بخواد عبور کنه

خیله خوب الان تو یه جاده ای هستم که هوا مه و تاریکه و فقط اندازهایی از نوره اطرافم و احساس می کنم که یه لحظه با حجم حجیمی روبرو میشه و روشنایی کم میشه فکر کنم که تپه ای رو رد کردم این جاده هم پر از توهمه

بی خیال خیابون ولی عصر و می گازم و میام بالا تجسمم دچاره کابوس های بی سر و ته شده


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 94601


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها